پدیدآورنده: دکتر ثریا مکنون ،
،
مقدمه
شناسایی و تحلیل منزلت زنان نمونهی صدر اسلام; از جمله حضرت فاطمهی زهرا علیها السلام و حضرت زینب علیها السلام در سالهای بعد از انقلاب به صورتهای مختلف، با هدف الگو سازی انجام گرفته که حاصل آن عمدتا از دو شکل خارج نیست:
1. «ارائهی الگوی زن مطلوب» یا به عبارتی دیگر، تشریح روش زندگی حضرت فاطمهی زهرا علیها السلام از کودکی تا نوجوانی و جوانی، با طبقه بندیهای انتزاعی; مانند زندگی فردی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، سیاسی... و توصیه به زنان جوان در تلاش برای تاسی جستن به این بانوی بزرگوار در زندگی.
ویژگیها و خصوصیات این شکل از الگو سازی عبارتند از:
الف: توجه به رفتار حضرت در عمل، بدون ملاحظهی ارتباط بین رفتار و عکس العملهای مختلف;
ب: عدم ملاحظهی حالتهای روحی، انگیزه، حساسیت و خصوصیات ذهنی مؤثر و مقدم بر رفتار;
پ: عدم توجه به شرایط زمانی موجود و ضرورت پیشنهاد نمونهی رفتاری با ملاحظهی شرایط زمانی و مکانی، برای تغییر در حالتهای روحی، ذهنی و رفتاری و ملاحظهی نسبتبین آنها.
2. «شناسایی مقاطع مختلف زندگی آنان» شکل دیگر برخورد با خصوصیات زنان نمونهی صدر اسلام، شناسایی مقاطع مختلف زندگی آنان و انتخاب برخی خصوصیات ویژه از عملکرد آنان، متناسب با نیازهای تولید شده در جامعهی فعلی میباشد.
مشخصات این شکل از الگو سازی نیز عبارتند از:
الف: پذیرش نیازهای تولید شده توسط نظام غیر دینی و تلاش در تطبیق دین با آن نیازها;
ب: تعبیر و تفسیر به رای بعضی خصوصیات رفتاری ائمهی معصومین، به ویژه بانوان مکرم صدر اسلام علیهم السلام;
پ: جدا دیدن زندگی فردی و اجتماعی، و پذیرش زندگی حضرت زهرا علیها السلام برای زندگی فردی و همراهی با افراد غیر متدین در امور اجتماعی.
دیدگاههای فوق، اگر چه هر دو، پذیرش دین و تولی به ولایت معصومین را دارا هستند، لکن عدم ملاحظهی شرایط زمانی و مکانی زن در جهان و در جامعه اسلامی (در دیدگاه اول) یا اصل قرار دادن «شرایط» و تنظیم مدل و تطبیق قواعد اسلامی و خصوصیات زندگی ائمه معصومین علیها السلام; (در دیدگاه دوم) نتوانستهاند آن گونه که باید در معرفی بزرگان دینی، به ویژه در الگوسازی برای زنان مسلمان و سایر زنان جهان موفق باشند.
3. دیدگاه سوم، زنان صدر اسلام را به عنوان الگوی عملی برای جامعهی موجود، مطالعه و بررسی مینماید. توجه به کلیهی ابعاد و خصوصیات رفتاری و حاکمیتیک هدف شامل بر کلیهی حالات، ذهنیات و رفتارها، از ضروریترین مبانی این نگرش میباشد.
نمونههایی از امتیازات نگرش سوم که بعدا توضیح بیشتر آن ارائه میگردد عبارتند از:
الف: در نظر گرفتن نقش کلیهی ابعاد زندگی حضرت زهرا علیها السلام یا حضرت زینب علیها السلام که محور اصلی آن توجه به جهت ولایتی بوده و در هیچ زمانی از زندگی آنها محو نشده است.
ب: ملاحظهی روش معصومین علیهم السلامکه ریشهی آن در تکوین و در تاریخ بوده و جریان ولایت آنان بر جامعه امتداد همان ولایت تاریخی است.
پ: ارائهی تعریف جدید و توسعه یافته از ولایت و ضرورت تاثیر عبادات فردی و اجتماعی در تغییر الگوی تولید، توزیع و مصرف در جامعه.
معرفی مفاهیم جدید در ارائهی الگوی مطلوب
علاقهی مردم به ولایت الهی و ائمهی معصومین از دیرباز وجود داشته و به انحاء گوناگون، این علاقه را ابراز داشتهاند. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تعریف جدیدی از مفاهیم دینی در جهان مطرح شده که حتی عبادت و پرستش نیز با تعریف تکاملی، در شکل اقامهی نظام الهی و توسعهی قدرت خدا در زمین از سطح فردی درآمده و در سطح جهان مطرح گردید. مفاهیمی چون ایثار، شهادت، تولی به ولایت، از جمله مفاهیمی هستند که علاوه بر بعد «پرستش» و «تعبد» با شکل جدید و همراه با شخصیتهایی که مفاهیم به آنها شناخته میشود در دنیا مطرح شده و محور قرار گرفته است.
مدل شناسایی شخصیت تاریخی حضرت زینب علیها السلام
برای شناخت صحیح و کامل زندگی حضرت زهرا، یا حضرت زینب علیها السلام نیاز به یک مدل با شاخصههای متناسبی میباشد که بتواند به طور متناسب، کلیهی ابعاد زندگی این شخصیتها را ترسیم و تحلیل نماید و از نسبت دادن به این بزرگواران به شکل تخمینی یا با برداشتشخصی و بدون نتیجه برای تغییر وضعیت جامعه، پیشگیری نماید.
زندگی حضرت فاطمهی زهرا علیها السلام به عنوان کاملترین اسوه، از آن جهت الگو است که ایشان در تمامی زندگی از ولایت پیروی و حمایت کردند. زمانی که جنگ تهاجمی اسلام علیه کفر واقع میشد ایشان به عنوان بهترین پرستار ایفای وظیفه مینمودند. وقتی جنگ حالت تدافعی پیدا میکرد، ایشان خود را سپر ولی خود حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام مینمودند، تا جایی که حتی با وجود حضور حضرت علی علیه السلام در خانه، حضرت زهرا علیها السلام پشت در آمدند (البته با اذن حضرت علی) و تا آخرین رمق، از مقام ولایت زمان خود دفاع نمودند و تمام حیات گران قدر حضرت زهرا علیها السلام صرف حمایت از ولایت گردید. این گونه موضعگیری برای احقاق حق باید در دستگاه توسعهی نفوذ اسلام در برابر کفر بررسی شود و خطبههای حضرت زهرا علیها السلام و حضرت زینب علیها السلام ارزیابی و اثر تاریخی آن ملاحظه گردد که معصومین علیهم السلام در تمامی موضع گیریهای خویش، سرپرستی و توسعهی تاریخ را بر عهده داشتند.
در این بخش، بعضی از مفاهیمی که در ساختن یک مدل کاربردی برای شناسایی شخصیتحضرت زینب علیها السلام وجود دارد و قابل تعمیم به سایر معصومین علیهم السلام نیز میباشد، اجمالا بیان میگردد:
عوامل مؤثر برای تحلیل و برنامه
زندگی حضرت زینب علیها السلام منحصر به یک سری صفات و خصوصیات مطلق و ثابت نیست، اگر چه جهت واحد و هدف شاملی بر کلیهی حرکات، رفتار و روحیات حضرت حاکم است. عواملی که میتواند برای شناسایی شخصیتحضرت محور قرار گیرد، شامل «عوامل درون زا» ، «عوامل برون زا» ، و «سطح موضعگیری نسبتبه نیازها» است.
عوامل درونزا
«بی نیازی و استغنا» در عالیترین سطح، موجب پیدایش صفت «شرافت» (ضد دنائت) در حضرت شده که با بینیازی در سطوح پایینتر (که آن هم درجهی متناسبی از شرافت را ایجاد میکند) تفاوت دارد.
عامل بعدی «انتخاب هدف برتر» و متعالی در مقابل ارضای نیازهای شخصی و فردی است که در سطوح مختلف و به تناسب ظرفیت در اشخاص وجود دارد، ولی برای حضرت زینب علیها السلام در بالاترین سطح مطرح است.
صفتبعدی، «مقاومت» و ایستادگی در برابر مشکلات تا درجهی به ذلت کشاندن دشمن است که در قضیهی کربلا، جلوهی کامل آن مشاهده میشود.
وجود هر سه عامل (بی نیازی، هدف برتر، و مقاومت در برابر مشکلات) مجموعهی عوامل درونزا را تشکیل میدهد.
ملاحظهی رفتار و عمل یک شخصیت تاریخی; مانند حضرت زینب علیها السلام معرف عالیترین درجه از «بی نیازی» ، یا به عبارتی، خود صفت «بی نیازی» است. «استقامت» آن بزرگوار در برابر مرارتها هم تا مرحلهی جان است و کلیهی رفتار و کردار وی حول محور برتریجویی آرمان اوست، به این جهت در عین این که شدیدترین مقاومت و برخورد را در موضعگیری با دشمن دارد، در همان وضعیت، در برابر درخواستیک کودک چنان با عطوفت و رحمت رفتار مینماید که در طول تاریخ نظیر آن دیده نمیشود.
وجود این عوامل در عالیترین سطح، بیانگر حرکتحضرت زینب علیها السلام در جریان عاشورا است و چارچوب یک مدل شناخت رفتاری را برای سایر زنان نمونه شکل میدهد.
عوامل برونزا
شناختسه شاخصهی درونی از میان صفات رفتاری برای هر موضوع و تعیین سطح آن صفت در شخص، هنوز برای معرفی یک مدل کافی نیست، بلکه شرایط جامعه و تعامل آن با عوامل درونی، میتواند مدل شناخت را کاملتر نماید:
- شرایط سیاسی جامعه;
- شرایط فرهنگی جامعه;
- شرایط اقتصادی جامعه.
در این صورت با ملاحظهی رابطهی متغیرهای درونی و بیرونی، فعالیتهای محوری حضرت زینب علیها السلام هر چه بیشتر قابل تحلیل میگردد.
شرایط حضرت از نظر سیاسی، درگیری با حکومتبنی امیه بوده و از نظر فرهنگی، پیدایش نژاد گرایی و به لحاظ اقتصادی، حاکمیت مطلق نژاد گرایی است که به مراتب ظالمانهتر از استبداد مطلق است. لذا حضرت با وضعیتی مواجه شدهاند که نه تنها شرافت در هیچ مرتبهای از آن وجود ندارد، بلکه دنائت هم در جامعه با پذیرش عمومی مواجه شده و به عبارتی ظلم و جور (ستم و پذیرش ستم) با هم توام شده است که بدترین وضعیتبرای شرایط اجتماعی است.
محور ارتباط و موضعگیری حضرت زینب علیها السلام
حضرت زینب در چنین شرایط اجتماعی، با حوزههای مختلفی ارتباط دارد، که در این میان عمدتا سه دسته ارتباط را میتوان نام برد:
- ارتباط با جامعهی اسرا;
- ارتباط با جامعهی عمومی;
- ارتباط با نظام حاکم.
در بخش اول، یعنی ارتباط با اسرا در قضیهی عاشورا حضرت زینب علیها السلام در کمال امنیتسیاسی برخورد کرده و «ایثار» و از خود گذشتگی را در بالاترین مرتبهی خود، نشان میدهد. به عنوان مثال وقتی کودکان اسیر مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، حضرت خود را سپر بچههاکرده و شاید چندین بار، هر روز در مقابل کسانی که اقدام به اهانت، یا بدرفتاری با کودکان اهل بیت علیهم السلام میکردند ایستادگی نموده و از موضع قدرت (نه موضع نرمش و خضوع) با آنان مقابله میکرد.
در برقراری ارتباط با عموم، حضرت زینب علیها السلام مرتبا تداوم ولایت; یعنی وجود مبارک حضرت سجاد علیه السلام را یادآوری مینمود و اصول ارزشی را به مردم گوش زد میکرد.
در مقابل نظام حاکم، حضرت به شکلهای مختلف، حضور تاریخی و برتری حضور خود در تاریخ را اعلام میدارند. تذکر مکرر این مطلب که «هر کاری بکنید نمیتوانید یاد ما را از بین ببرید» دلیل بر تداوم تاریخی این حضور است. پس از ایجاد زمینهی تحریک در مردم، برخورد حضرت در مقابل نظام حاکم، ایستادن در مقابل قدرت حاکم، آن هم از موضع برتر و تحقیر قدرت استکباری آن میباشد.
در نتیجه میتوان ملاحظه کرد که برخورد حضرت با مردم، با قدرت حاکم و با اسرا به گونهای بوده است که حاصل آن کشیده شدن ملتبه قیام میباشد. اگر چه حضرت سید الشهدا علیه السلام پرچمدار و رهبر قیام نظامی است، اما رهبری قیام سیاسی با حضرت زینب علیها السلاماست .
در کل متغیرهای درونی و بیرونی و موضعگیری که ذکر شد، جهتحاکم بر رفتار و حالات حضرت زینب علیها السلام نشان اعلام برتری تاریخی حضرت سید الشهدا علیه السلاممی باشد. در بخش فرهنگی به حاکمی که میخواهد استبداد مطلق ایجاد کند، اثبات میکند که دچار تشتت و ناهنجاری فرهنگی است و اعلام مینماید که یزید همان دعوت شدهی به دست پدر و برادر وی است و اسلام را از آنان گرفته و نهایتا با مقابلهی با یزید مردم را به قضاوت میکشاند.
با شاخص قرار دادن عالیترین سطوح این صفات که در حضرت زینب علیها السلام به عنوان الگو برای جامعهی زنان مشاهده میشود، میتوان کلیات مدل شناسایی برای ارزیابی وضع موجود زنان و سیر به طرف مطلوب را به دست آورد. بر آن مبنا شاخصهی زن مطلوب با ابعاد گستردهتر و در سطوح متفاوت رفتاری در جامعه برای زنان به دست میآید. هر یک از شاخصهای به دست آمده در سطح کامل و متعالی آن، در حضرت زینب علیها السلام جلوه گر میشود، ولی سطوح نازلتر بروز آن صفات هم جهت و هم هدف با حضرت، در سایر اقشار، انگیزهی مطالعه و بررسی و تکمیل مدل میشود تا بر آن اساس با لحاظ نمودن شرایط بیرونی، خصوصیات درونی افراد، و گروههای زنان و سطوح نیاز آنان، الگوهای مناسب را شناسایی کرد و تخصیص داد.
نتیجه
آن چه مهم است و باید در الگوسازی رعایت گردد انسجام، هماهنگی و ارتباط بین متغیرها با خصوصیات فردی (روحی، ذهنی، رفتاری) است. به علاوه شرایط اجتماعی اگر چه نباید «اصل» قرار گیرد، ولی به نسبتی که در صفات فردی اثر میگذارد و مانع جریان بعضی رفتارها یا بالعکس عامل جریان رفتارهای متفاوتی در جامعه میشود، باید در تنظیم برنامه مورد نظر قرار گیرد.
شخصیتهای تاریخی اسلام و در راس آنها ائمهی معصومین علیهم السلام و حضرت زینب علیها السلام تنها به انجام مناسک فردی قانع نبودند و حتی «اقامه» ی مناسک برای آنها هدف غایی نبود، بلکه «اشاعه» ی دین و گسترش و توسعهی اسلام و کلمهی توحید، بالاترین هدف و آرمان برای آنان بود. توجه به این نکته و چگونگی موضعگیری زنان در سطح «اشاعه» به پیروی از جریان عاشورا و حضرت زینب علیها السلام به جای موضعگیری فردی و در سطح خرد باید محور برنامهی الگوسازی قرار گیرد.
Subscribe to:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر