زينب كبرى(س) دختر امام على(ع) و فاطمه زهرا(س) [1] ، يكى ديگر از راويان اميرالمومنين است كه در زمان حيات پيامبر اكرم به دنياآمد و به سال 61 يا 62 هجرى در دوران خلافتيزيد بن معاويه،رحلت فرمود. كنيه او را ام عبدالله، ام الحسن، ام كلثوم، امالمصائب، ام الرزايا و ام النوائب ذكر كرده اند. [2]
فضائل اين بانوى قهرمان، چنان است كه قلم از بيان آن عاجز است. نام مباركش توسط جبرئيل بر رسول خدا عرضه شد و آن حضرت فرمود: به حاضران و غائبان وصيت مى كنم كه حرمت اين دختر را پاسداريد; همانا وى به خديجه كبرى(س) مانند است. [3]
در فصاحت و بلاغت اين بزرگ بانوى تاريخ، سخن سنجان ادوار،اعتراف دارند كه هر گاه لب به سخن مى گشود، چنان بود كه گوياعلى(ع) سخن مى گفت. مرتبه عفت و عصمت و عقل و دانش آن حضرت برهمگان مشهود است. زينب(س) در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخا،سرآمد زنان زمان خويش بود. وى شاهد مصيبت رحلت جدش رسولخدا(ص) و رنجها و شهادت مادرش زهرا(س) و شهادت مظلومانه پدرشاميرالمومنين(ع) و برادرش حسن(ع) و مصيبتبزرگ كربلا و چگونگىشهادت برادرش سيد الشهدا(ع) و برادران و پسرانش بود و نيزنظارهگر حمله دشمن به خيمه ها و اسارت آل رسول الله. زينبكبرى به همراه كاروان اسرا از كربلا به كوفه و سپس به شام حركتكرد و پيام رسان حادثه غمبار كربلا بود.
سخنان زينب(س) پس از شهادت سالار شهيدان و خطبه هاى او در بازاركوفه و بارگاه يزيد، همگان را به حيرت واداشت و مسلمانان رااز خواب غفلتبيدار كرد. بايد گفت كه اگر زينب(س) نبود، واقعهكربلا به فراموشى سپرده مى شد.
امام على بن الحسين(ع)، جابر بن عبدالله انصارى، فاطمه بنتالحسين(ع)، محمد بن عمرو، عطاء بن سائب و عباد عامرى، راويانحضرت زينب(س) هستند و آن حضرت از مادرش فاطمه(س)، پدرش على بنابى طالب(ع)، اسماء بنت عميس و ام ايمن، روايت كرده است. [4]
ابن قولويه به سند خود از امام على بن الحسين(ع) از زينب(س) روايت مى كند كه فرمود: هنگامى كه ابن ملجم به پدرم ضربه زد واثر مرگ را در آن حضرت ديدم، به ايشان گفتم: (پدر! ام ايمنخبرى به من داد كه چنين و چنان است. دوست دارم آن را از شمابشنوم). آن حضرت فرمود:
يا بنيه! الحديث كما حدثتك ام ايمن وكانى بك و بنساء اهلكسبايا بهذا البلد، اذلاء خاشعين تخافون ان يتخطفكم الناس فصبراصبرا، فوالذى فلق الحبه و برء النسمه ما لله على ظهر الارضيومئذ ولى غيركم و غير محبيكم و شيعتكم و.... [5]
دخترم! مطلب، همان است كه ام ايمن برايت گفت. گويا تو و زنانخاندانت را كه اسير شده ايد، در اين سرزمين مى بينم. قسم بهآنكه دانه را مى شكافد و بادها را به حركت در مى آورد، در آنروز بر روى زمين، جز شما و دوستان و پيروانتان، كسى دوستدارخدا نيست.
.........................................................................................................................
.[1] پایگاه حوزه، مجلات، فصلنامه علوم حدیث شماره 12،زنان راوى حديث اميرالمومنين(ع)
.[2] رياحين الشريعه، ج3، ص64.
.[3] همان، ص38.
.[4] محدثات شيعه، ص198.
.[5] كامل الزيارات، جعفر بن محمد(ابن قولويه)، تصحيح: على اكبرغفارى، مكتبه الصدوق، تهران، 1375ق، ص266.
Subscribe to:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر