پيامآور كربلا، زينب كبرى، دختر اميرالمؤمنين على بن ابى طالب و فاطمه زهرا [1] عليهاالسلام دخت گرامى رسول خدا صلىاللهعليهوآله در حيات پيامبر صلىاللهعليهوآله به دنيا آمد. كنيهاش، امّ كلثوم، امّ عبداللّه و امّ الحسن است، ولى براى اين مظلومه كنيههاى مخصوصى مانند «امّ المصائب»، «امّ الرزايا» و «امّ النوائب» نيز ذكر كردهاند. [2] پدر گرامىاش او را به ازدواج برادرزاده خويش عبداللّه بن جعفر درآورد كه على، عون اكبر، عبّاس، محمّد و امّ كلثوم ثمره اين پيوند بودند.
نام مباركش به وسيله جبرئيل عليهالسلام بر رسول خدا صلىاللهعليهوآله عرضه شد و پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: وصيت مىكنم حاضران و غايبان را كه حرمت اين دختر را پاس دارند؛ او همانند خديجه كبرى عليهاالسلام است. [3]
سيد بن طاووس مىنويسد: آنگاه كه امام حسين عليهالسلام به شهادت رسيد، زينب عليهاالسلام فرياد زد: «يا مُحَمَّداه! صَلّى عَلَيكَ مَليكُ السَّماءِ هذا حُسَينٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ وَ بَناتُكَ سَبايا، الىَ اللّهِ الْمُشْتَكى وَ اِلىَ مُحَمَّدٍ المُصطَفى وَ اِلى عَلىٍّ المُرْتَضى وَ الى فاطِمَةَ الزَهراء وَ الى حَمْزَةَ سَيّدِ الشُّهَداءِ! يا مُحَمَّداه! هذا حُسَينٌ ...»؛ [4] اى محمّد! فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند. اين حسين است كه آغشته به خون است و اعضايش قطع شده، و اين دخترانت هستند كه اسير شدهاند. به خدا و محمّد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا و حمزه سيّد الشهدا شكايت مىبرم. اى محمّد! اين حسين است.
وى در مقامى بود كه توانايى حفظ اسرار امامت را داشت و امام حسين عليهالسلام هنگام شدت بيمارى امام زينالعابدين عليهالسلام ، مطالبى به زينب عليهاالسلام فرمود و آن بانو داراى منزلت نيابت امامت گرديد. [5] شيخ صدوق به دو سند از احمد بن ابراهيم روايت مىكند كه پس از رحلت امام حسن عسكرى عليهالسلام از حكيمه بنت محمّد بن على عليهاالسلام ، پرسيدند: شيعه به كه رجوع كند؟ فرمود: به امّ ابى محمد عليهالسلام . پرسيدند: زنى مورد وصيت است؟ حكيمه گفت: آن حضرت به حسين عليهالسلام اقتدا كرده است كه به خواهرش زينب بنت على عليهالسلام وصيت نمود. [6]
سخنان حضرت زينب عليهاالسلام پس از شهادت سالار شهيدان، و خطبههاى آن حضرت در بازار كوفه و در بارگاه ابن زياد و دربار يزيد در شام، چنان قوى و تكاندهنده بودند كه همگان را به حيرت واداشتند و مسلمانان را از خواب غفلت بيدار كردند. وى رسالت خويش را ـ كه زنده كردن دين جدّش بود ـ به نيكى انجام داد. سخنان وى را مورّخان و اصحاب مقاتل نقل كردهاند. [7]
او بيشتر شبها را به تهجّد به صبح مىرساند و دايم قرآن تلاوت مىنمود، حتى شب يازدهم محرّم با آنهمه فرسودگى و خستگى و ديدن مصيبتها، به عبادت مشغول شد؛ چنانكه حضرت سجّاد عليهالسلام مىفرمايد: «در آن شب، ديدم عمّهام در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.» [8]
مقامات سكينه و وقارش به خديجه كبرى عليهاالسلام ، عصمت و حيايش به فاطمه زهرا عليهاالسلام ، فصاحت و بلاغت كلامش به على مرتضى عليهالسلام ، صبر و بردبارىاش به حسن مجتبى عليهالسلام و شجاعت و رشادتش به سيدالشهداء عليهالسلام همانندند.
ابن اثير مىنويسد: زينب عليهاالسلام زنى عاقل، خردمند و داراى منطقى قوى بود. [9]
آيةالله خوئى مىگويد: زينب شريك و همراه برادرش حسين عليهالسلام در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا و دفاع از دين (شريعت) جدّش سيدالمرسلين صلىاللهعليهوآله بود؛ در فصاحت، چنان بود كه گويا از زبان پدرش سخن مىگويد؛ در ثبات و پايدارى، همچون پدرش بود؛ نزد ظالمان و جائران خضوع نمىكرد و غير از خداى سبحان، از كسى نمىترسيد. حق مىگفت و راستگو بود. جريانهاى تند او را نمىلرزاندند و طوفان و رعد و برق (روزگار) او را از بين نمىبرد و حقيقتا كه او خواهر حسين عليهالسلام و شريك آن حضرت در راه عقيده و جهادشبود. [10]
شيخ ذبيحاللّه محلاّتى مىنويسد: عقيده بنده اين است كه پس از فاطمه زهرا عليهاالسلام ، حضرت زينب افضل از جميع زنان اولين و آخرين است و هر كسى دوره زندگانى اين مظلومه را مطالعه نمايد، البته تصديق خواهد كرد؛ چه آنكه اين مخدّره جامع فضايل تكوينيه و تشريعيه بوده است. [11]
عمر رضا كحّاله مىگويد: سيّدهاى جليلالقدر و صاحب عقل برتر و رأى و فصاحت و بلاغت بود. (كلامش بسيار فصيح و بليغ بود.) [12]
فريد وجدى مىنويسد: زينب از برترين بانوان و بزرگترين برگزيدگان و جليلالقدرترين زنان بود. [13]
سيدمحسن امين مىگويد: زينب عليهاالسلام از برترين بانوان بود ... فصاحت زبانش و بلاغت كلامش در خطبههاى كوفه و شام چنان است كه گويا از زبان پدرش اميرالمؤمنين سخن مىگويد. [14]
علاّمه مامقانى او را از «نساء حديث» شمرده، مىنويسد: صدوق او را در مشيخه نام برده است و من مىگويم: «زَيْنَبُ و ما زَيْنَبُ؟ وَ ما اَدريكَ ما زَيْنَبُ؟ هِىَ عَقيلَةُ بَنى هاشِمٍ وَ قَدْ حازَتْ مِنَ الصِّفاتِ الْحَميدَةِ ما لَمْ يُحزْها بَعْدَ اُمِّها أحَدٌ حَتى حَقَّ اَنْ يُقالَ هِىَ الصِدّيقَةُ الصُغْرى، هِىَ فِى الْحِجابِ والْلِفّافِ مَزيدَةٌ لَمْ يَر شَخْصَها أحَدٌ مِنَ الرِّجالِ فى زَمانِ اَبيها وَ اَخَويها الاّ يَومَ طَّفِّ وَ هِىَ فِى الصَّبْرِ وَ الثَّباتِ وَ قُوَّةِ الايمانِ وَالتَّقوى وَحيدَةٌ وَ هِىَ فِى الْفَصاحَةِ وَ الْبَلاغَةِ كَاَنَّها تَفْرَغُ عَنْ لِسانِ أميرِالمؤمنين عليهالسلام ...»؛ [15] زينب! كيست زينب؟! تو چه دانى كه كيست زينب؟ او بانوى بنىهاشم است كه در صفات ستوده، برترين است و كسى جز مادرش بر او افتخار و برترى ندارد، تا جايى كه اگر بگوييم او «صديقه صغرى» است، حق گفتهايم. در پوشيدگى و حجاب، چنان بود كه كسى از مردان در زمان پدر و برادرانش او را نديد، جز در واقعه كربلا. او در صبر و قوّت ايمان و تقوا منحصر به فرد بود و در فصاحت و بلاغت، گويا از زبان اميرالمؤمنين عليهالسلام سخن مىگويد.
مجلسى نيز از آن حضرت، حديث نقل كرده است. [16] سخنان و اشعار حضرت زينب عليهاالسلام درباره گفتار و حالات امام حسين عليهالسلام نيز به عنوان حديث، از معصوم عليهالسلام محسوب مىگردند. [17]
.[1] پایگاه حوزه، مجلات، بانوان شیعه شماره 3،زنان راوى امام حسين عليهالسلام
.[2] ذبيحاللّه محلاّتى، پيشين، ج 3، ص 46.
.[3] همان، ج 3، ص 38.
.[4] سيد بن طاووس، پيشين، ص 37.
.[5] همان، ص 57.
.[6] ابن بابويه، پيشين، ج 2، ص 501 و 507.
.[7] ر. ك: ابن طيفور، پيشين، ص 20 / ذبيحاللّه محلاتى، پيشين، ج 3 / سيدمحسن امين، پيشين، ج 7 / سيد بن طاووس، پيشين، ص 63 و 79 / عبدالرّزاق مقرم، مقتل الحسين، چ پنجم، قم، بصيرتى، 1394، ج 2، ص 40 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 45.
[8] . ذبيحالله محلاّتى، پيشين، ج 3، ص 62.
[9] . ابن اثير، پيشين، ج 5، ص 469.
[10] .ابوالقاسم خوئى، پيشين، ج 23، ص 191.
[11] . ذبيحاللّه محلاّتى، پيشين، ج 3، ص 40.
[12] . عمر رضا كحّاله، پيشين، ج 2، ص 91.
[13] . محمّد فريد وجدى، دائرة المعارف القرن العشرين، بيروت، دارالفكر، 1399 ق (1979)، ج 4، ص 795.
[14] . سيدمحسن امين، پيشين، ج 7، ص 137.
[15] . عبداللّه بن محمّد مامقانى، پيشين، ج 3، ص 79 من فصل «النساء».
[16] . محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 36، ص 351.
[17] ر. ك: ذبيحاللّه محلاّتى، پيشين، ج 3 / سيد بن طاووس، پيشين، ص 57.
0 نظرات:
ارسال یک نظر